عبدالله رضوی

مجالی برای بیان

عبدالله رضوی

مجالی برای بیان

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی» ثبت شده است

شده با خود فکر کنید اگر معلول بودید چطور در کشور می توانستید زندگی کنید؟ بله، جواب روشن است، به سختی! و در بسیاری مواقع بدون کمک کسی نمی توانید در شهر تردد کنید و اگر تصمیم به تردد بدون کمک دیگران کردید به احتمال زیاد حوادث ناگواری برایتان رخ خواهد داد. متاسفانه سالهاست مباحث بهسازی معابر شهری و وسایل حمل و نقل عمومی برای استفاده معلولین مطرح شده است، ولی شوربختانه این موضوع هم مثل مباحث دیگر در کشور ما دستخوش مرور زمان شده است و هیچ سازمانی خود را در مقام پیگیری و پاسخگویی ندیده است و همچنان نه تنها موارد مذکور بهینه نشده اند بلکه موضوع بدتر هم شده و روز به روز زندگی برای این اقشار جامعه سخت تر شده است. قبلاً در یک پست جدا در مورد بیهوده حرف زدن ما ایرانی ها مطالبی نوشتم، و الان بازهم اشاره می کنم به این موضوع که متاسفانه در کشور ما همه در حرف زدن بسیار هنرمند هستند! ولی در عمل هیچ... شاید این متن را هیچ مسئولی روزی نخواند، ولی حداقل دل من کمی سبک که می شود. کاش مسئولین محترم دقایقی چشمانشان خود را می بستند و با عصا در معابر تردد می کردند، فقط چند دقیقه...

دو صد گفتار چو نیم کردار نیست


عبداله رضوی

چه خوبه بتونی با سفسطه زندگی کنی!

و جایی باشه که بتونی سفسطه کنی...

این روزها بیشتر این موضوع به ذهن ها میاد...

بَدا به حال آن جامعه که مردم اش خوب را بد و بد را خوب بدانند(فراتر از جلوه دادن!!!)

وای به حال ما...

عبداله رضوی
جبر در عالم هستی(کیهان) به طرز وحشتناکی حکم فرماست...!
و در تک تک سلولهای انسان
از تولد و مرگ ستارگان تا بدخیمی یک سلول...
پس چرا ما هستیم؟!
مگر یک فعل برای آزمایش روند یک جبر نیاز به انجام دارد؟!
مگر نه آنکه آزمون برای سنجش اختیار است؟!
اینها سوالاتیست که شاید در میان موجودات فرازمینی هم مطرح باشد...!
و حتی شروعیست برای اینکه بدانیم شاید ما نیستیم...
شاید ما نمود عینی یک آزمونیم(بخوانید گیم!)
و نهایتاً همیشه در پایان هر به ظاهر پایانی، می رسیم به نقطه شروع...
و سیکل بیهوده سوال
سیکل مزخرف زندگی
و باز بودن...
عبداله رضوی